تبليغاتX
pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" src="http://zom.ir/files/cru22thn6bfavhwtxa21.swf" swLiveConnect="true" width="90" height="50"> متن ترانه درخواستی و عكس خوانندگان

بزن باران

سردار جنگل

بنگه ای سردار جنگل
قبله گاه روشن من
هنوز با زخم تن تو داره می سوزه تن من

برخیز و ببین تو جنگل درختها قدش خمیده
داره قلب تورو خورشید به تن جنگل کشیده

(وسعت تمام قلبت وسعت خاک وطن بود
عشق میهن از سراپا به تو تنها پیراهن بود
واسه شب فریاد جنگل صدای تورو می یاره
روح پرصلابت تو توی جنگل خونه داره

بنگه ای سردار جنگل
قبله گاه روشن من
هنوز با زخم تن تو داره می سوزه تن من)2

برخیز و ببین تو جنگل درختها قدش خمیده
داره قلب تورو خورشید به تن جنگل کشیده

بزن باران

بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است
بزن باران که به چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است
بزن باران که به چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
بزن باران به نام هرچه خوبیست
به زیر آوار گاه پایکوبیست
مزار تشنه جویباران پر از سنگ
بزن باران که وقت لای روبیست
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

بزن باران و شادی بخش جان را
بباران شوق و شیرین کن زمان را
به بام غرقه در خون دیارم
به پا کن پرچم رنگین کمان را
بزن باران که بیصبرند یاران
نمان خاموش! گریان شو! بباران!
بزن باران بشوی آلودگی را
ز دامان بلند روزگاران
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
بزن باران به نام هرچه خوبیست
به زیر آوار گاه پایکوبیست
مزار تشنه جویباران پر از سنگ
بزن باران که وقت لای روبیست
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

نفس

نفسم گرفت ازاین شهر، دراین حصار بشکن
در این حصار جادویی، روزگار بشکن
چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون
به جنون صلابت صخره کوهسار بشکن
توکه ترجمان صبحی به ترنم و ترانه
لب زخم دیده بگشا، صف انتظار بشکن
شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه
تو به آذرخشی این سایه دیوسار بشکن
زبرون کسی نیاید چو به یاری تو، ابنجا
تو ز خویشتن برون آ، سپه تتار بشکن
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن
بسرای تا که هستی که سرودن است بودن
به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن

دوهول

صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد
از تو سینه کش کوههای بلند
از جاده هایی که به ده می رسن

این صدا از دهل مردی که
غم عشقی تو دلش زندونیه
سوخته با هر آتیش تازه ای که
روبروش افروخته و ارزونیه

صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد

حالا وقتی که هوا ابری می شه
قلب عاشقش دوباره می تپه
می یاد انگار یه دست پنهون و
پرده سیاه رو قلبش می کشه
اونوقته که با صدای دهلش
می کشه فریاد دل از تو سینه
می گه عاشقم می سوزم تا ابد
اگه راه و رسم عاشقی اینه

صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد

2 نوشته شده در  ساعت   توسط ایمان  | 

حبيب

بیوگرافی - حبيب

حبيب محبيان بهتر شناخته با نام حبيب در سال 1331 هجري شمسي در شمران آذرباييجان به دنيا آمد. سه سال در رضاييه و چند سالي هم در تبريز زندگي كرده است و اصلتاً متعلق به رضاييه است. خانواده او هنرمند و علاقه مند به موسيقي بودند. برادران او گرچه به صورت غير حرفه اي، ولي براي دل خودشان ويولون ميزدند. يكي از آنها صداي خوبي داشته و آواز ميخوانده است. حبيب هم از همان دوران كودكي به گيتار علاقه فراواني داشته و تنها كسي هم كه به راه موسيقي كشيده شد خود حبيب بود و با مخالفت هاي اعضاي خانواده روبرو شد و به خاطر اين كار تنبيه بدني هم شده است، ولي عشق حبيب به اين كار باعث نشد كه از كار خود دست بكشد. دوران دبيرستان او مصادف با دهه شصت اروپا و پيدايش گروه بيتل ها (Beatels) بود كه ذوق و شوق موسيقي را در وجود حبيب ايجاد كرد و باعث شد كه به آموختن موسيقي و نواختن گيتار كه ساز مورد علاقه اش نيز بود روي آورد. چند سال بعد طي تبلیغ راديو و تلويزيون براي استخدام خواننده راهي آنجا شد تا در بين بيشمار شركت كنندگان كه حدود هشت هزار نفر بودند قرار بگيرد. پس از گذراندن مراحلي بسيار سخت مورد تاييد داوران قرار گرفت و در بين شانزده – هفده نفر ديگري كه در اين مسابقه قبول شده بودند جاي گرفت. دو سال در آنجا ماند و در طول اين دو سال آموزش موسيقي هم ميديد و زمينه پيشرفت حبيب داشت فراهم ميشد كه خدمت سربازي سرش را گرفت. به خدمت سربازي رفت و آموزشي را در كرمان و خدمت را در اروميه گذراند.او در خدمت نيز جزء خوانندگان باشگاه افسران شد تا در كاخ جوانان برنامه اجرا كنند و اين گونه از طرف كاخ جوانان رضاييه به تمام كاخ هاي جوانان سرتاسر ايران سفر كرده است. پس از اتمام سربازي با دختري به نام شادي ازدواج ميكند كه يك پسر هم به نام احمدرضا از او دارد كه در ايران زندگي ميكند. يك روز كه شادي براي انجام كارهاي روزمره در خيابان راه ميرفته پايش پيچ ميخورد و به علت اين كه بچه دستش بوده به زمين ميخورد.

او را به بيمارستان ميبرند و به علت اشتباهي زدن آمپول كزاز در عرض بيست ثانيه او را ميكشند. در همان زمان مادر حبيب هم كه برايش بسيار عزيز نيز بوده فوت ميكند تا اين گونه دو خاطره ي بد در ذهن حبيب نقش ببندد. حبيب در سال 1356 اولين آلبومش را با عنوان "مرد تنهاي شب" روانه بازار ميكند. مرد تنهاي شب آلبومي بود كه بيشتر كارهايش همانند شعر، آهنگ و تنظيم از خود حبيب بود و با اين كار توانست راه صد ساله را يك شبه تمام كند و محبوبيت زيادي بين مردم به دست آورد. او بيشتر آهنگ هاي اين آلبوم را براي مرحوم مادرش و همسرش خواند تا اين گونه درد دلش كمي آرام بگيرد. آهنگ هايي همانند "شهلاي من" و "نگاهم" را به ياد همسرش خواند و دو آهنگ نيز به نام هاي "مادر" و خرس كوكي (ببار اي برف)" در سوگ مادرش خواند. با زن ديگري به نام ناهيد ازدواج كرد كه پسرش محمد كه خواننده مطرحي نيز هست از همسر دوم ايشان است.

حبيب علاوه بر خوانندگي آهنگساز قهاري نيز هست كه علاوه بر ساختن آهنگ ترانه هاي خود اگر لازم بداند براي ديگر خوانندگان نيز آهنگسازي ميكند. او استاد نوازندگي گيتار است و از معدود خوانندگانيست كه در كارهايش از گيتار دوازده سيم استفاده ميكند و در كنسرت هايش نيز يكي از نوازندگان گيتار خود اوست و در حين اين كه ميخواند گيتار هم ميزند.

صداي حبيب يك صداي زيبا، لطيف، دلنشين و پر احساس است كه قابليت هاي فراوان صدايش او را به يك خواننده منحصر به فرد تبديل كرده است. يكي از ويژگي هاي مهم و بارز صداي او لرزش خاصي است كه دارا ميباشد و در خواندن گام بالا طوري صداي خود را ميلرزاند كه به جرات ميتوان گفت كه هيچ خواننده اي قادر به اين كار نيست و همين قابليت ها است كه او را جزء خوانندگان صاحب سبك كرده است.

حبيب در طول آلبوم هايي كه در زندگي هنري خود بيرون داده يكي از متفاوت ترين هنرمنداست. دو آلبوم اول او با نام هاي مرد تنهاي شب و سلام همسايه كه قبل از انقلاب منتشر شدند ريتمي آرام داشتند و بيشتر آهنگ هاي آن غمگين بودند. از سال 1360 به بعد كه حبيب براي ادامه كار هنري به خارج رفت سه آلبوم به نام هاي آفتاب مهتاب، خورشيد خانوم و همراز را بيرون داد كه كاملاً با دو آلبوم قبلي متفاوت بودند ولي همه به سبك خود او خوانده شده بودند. آلبوم همراز آلبومي شاد بود و با آهنگسازي خود حبيب دسته بندي شده بود. آلبوم هاي آفتاب مهتاب و خورشيد خانوم كه بيشتر آهنگ هاي آن سنتي بودند خوانده شد با اين تفاوت كه آفتاب مهتاب شاد بود ولي خورشيد خانوم غمگين. بعد از آن، آلبوم آخه عزيزم چي ميشه منتشر شد كه باز به سبك خاص و زيبايي خوانده شده بود. بعد از اين آلبوم پرطرفدارترين سبك حبيب شروع شد. او آلبوم صفر را ساخت و بعد از آن بزن باران، كوير باور، خداوندا و خانه كوچك را منتشر كرد كه بسيار خوب مورد توجه قرار گرفت ولي در دو آلبوم بعدي خود پسرش را هم به عرصه خوانندگي آورد كه در اين آلبوم ها كه جووني و خودشه نام داشتند، بيشتر آهنگ هايي با ريتم تند و امروزي را اجرا كرد كه زياد با سبك خودش هم خواني نداشت. آخرين آلبوم او هم تا اكنون ايران بانو است كه مخلوطي از سه آلبوم قبلي است، يعني از لحاظ سبك خواندن، هم به سبك امروزي است هم به سبك قديمي حبيب.

بيشتر آهنگ هاي حبيب بر وزن اجتماعي هستند و نمونه هاي آن را ميتوان از آهنگ هاي خداوندا، خانه كوچك، بني آدم و ... نام برد. بعد از آن، آهنگ هاي سياسي بيشتر كارهاي حبيب را تشكيل ميدهند و نمونه بارز آن را ميتوان از آهنگ هاي افق، بزن باران، خرچنگ هاي مردابي، گلسرخي و ... نام برد. آهنگ هاي عاشقانه و ديگر آهنگ ها بقيه ي كارهاي او را شكل ميدهند.
2 نوشته شده در  ساعت   توسط ایمان  | 

ستاره ها

ایران بانو

میدونم که یک شب دله ماه میگیره
آسمون ابری و موسیقی میمیره
میدونم که یک شب دله ماه میگیره
آسمون ابری و موسیقی میمیره
هرکی گفت عاشقم پای دار میبرن
سر عاشقارو بیصدا میبورن
دونه دونه ستاره هاماه رو تنها میذارن
یکی یکی اشک میشنو ازچشم ماه میبارن
اما یه روزخورشیدخانوم دوباره برمیگرده
ابرغمو باد میبره ماه دوباره میخنده
شقایقها گل میکونن دوباره عاشق میشن
قصه ی عشق وطنو به غنچه هاشون میگن

 


عكس هاي اين خواننده
2 نوشته شده در  ساعت   توسط ایمان  |